شتر ديدي نديدي
دعوا سر لحاف ملابود
ما پوستين را ول كرديم
آستين نو بخور پلو
كفكير به ته ديگ خورده
باد آورده را باد مي برد
بين همه پيغمبرا جرجيس و پيدا كردي
يك خشت هم بزار درش
دو قورت و نيم اش باقي است
خياط در كوزه افتاد
فوت كوزه گري
جيك جيك مستونت بود
دوستي خاله خرسه
بزك نمير بهار مي آيد
دم خروس و باور كنم يا
يك كلاغ چهل كلاغ
فلفل نبين چه ريزه